تبلیغات

کمپین وبلاگ نویسی امام نقی علیه السلام | Imam Naghi - مطالب اردیبهشت 1391

[ ]
 
 
حکایات شنیدنی از امام هادی علیه السلام

وعده امام به یک اصفهانی

در عصر امام هادی (علیه السلام) شخصی بنام عبدالرحمن ساکن اصفهان و پیرو مذهب تشیع بود (با توجه به اینکه در آن زمان ، شیعه در اصفهان کم بود) از عبدالرحمن پرسیدند چرا تو امامت امام هادی (علیه السلام) را پذیرفتی نه غیر او را.

در پاسخ گفت : من فقیر بودم ولی در جرات و سخن گفتن قوی بودم ، در سالی همراه جمعی از اصفهانیها به عنوان اینکه به ما ظلم می شود برای شکایت به شهر سامره نزد متوکل (دهمین خلیفه مقتدر عباسی) رفتیم ، کنار در قلعه متوکل منتظر اجازه ورود بودیم ، ناگهان شنیدم که متوکل دستور احضار امام هادی (علیه السلام) را داده تا او را به قتل برساند.

من به بعضی از حاضران گفتم : این کیست که فرمان به احضار او و سپس ‍ اعدام او داده شده است ؟

در جواب گفت : این کسی است که رافضی ها (شیعه ها) او را امام خود می دانند.

من تصمیم گرفتم در آنجا بمانم تا ببینم کار به کجا می کشد.

بعد از ساعتی دیدم امام هادی سوار بر اسب آمدند، مردم تا او را دیدند در طرف راست و چپ اسب او براه افتادند، همین که چشمم به امام هادی خورد محبتش بر دلم جای گرفت ، دعا کردم که خداوند وجود نازنین امام هادی (علیه السلام) را از شر متوکل حفظ کند، همچنان ناراحت و نگران بودم و دعا می کردم که امام در میان جمعیت به من رسید و فرمود: خداوند دعایت را مستجاب می کند، و مال و فرزند و عمرت زیاد خواهد شد.

من از اینکه امام چنین از نهان خبر داد متحیر شدم بطوری که رنگم تغییر کرد حاضران گفتند چه شده؟ چرا چنین حیرت زده ای؟ گفتم: خیر است ولی اصل ، ماجرا را به کسی نگفتم . بعدا که به اصفهان برگشتم کم کم بر مال و فرزندم افزوده شد و غنی شدم ، و اکنون بیش از هفتاد سال دارم این بود علت تشیع من که این گونه به حقیقت رسیدم

اعدام انقلابی به دستور امام هادی

عصر امامت امام هادی (ع) بود، شخصی به نام فارس بن حاتم بن ماهویه قزوینی با دروغ بافی و فتنه انگیزی و بدعت گزاری ، مردم را می فریفت ، و دین آنها را سست می کرد، و آنها را به آئین خود در آورده ، دعوت می نمود. این خبر به امام هادی (ع) رسید، امام در مورد او بر خورد بسیار شدید کرد، برای دوستانش پیام فرستاد که شدیدا در برابر فارس ، بایستید و او را هر چه می توانید لعنت کنید، و از فتنه گریهای او جلوگیری نمائید، حتی اعلام کرد که : خون او هدر است ، هر کس او را بکشد من برای قاتل او، بهشت را ضمانت می کنیم تا اینکه امام هادی (ع) یکی از دوستانش به نام ابوجنید را دید و به او مبلغی پول داد و فرمود: با این پول اسلحه خریداری کن ، و آن را به من نشان بده . ابو جنید رفت و با آن پول ، شمشیری خرید، و به امام هادی (ع) نشان داد، امام هادی(ع)، آن را نپسندید، و به او فرمود: این شمشیر را ببر و با اسلحه دیگر عوض کن . ابو جنید، آن شمشیر را برد و با یک ساطور قصابی ، عوض کرد، و آن ساطور را به امام هادی (ع) نشان داد، امام هادی (ع) فرمود: این ، خوب است ابوجنید، در کمین فارس قرار گرفت ، هنگامی که بین نماز مغرب و عشا، فارس از مسجد بیرون آمد، ابوجنید به او حمله کرد و ساطور را بر فرق سر او زد، او هماندم افتاد و کشته شد، ابوجنید ساطور را انداخت ، در همین میان مردم جمع شدند و ابوجنید را گرفتند، زیرا در آنجا غیر از او کسی را ندیدند، ولی بعد از بررسی ، هیچگونه اسلحه یا چاقو و یا اثر ساطور را در او ندیدند و او را آزاد کردند. به این ترتیب ، دستور امام هادی (ع) اجرا شد، و قاتل نیز بی آنکه شناخته شود نجات یافت ! امام حسن عسکری (ع) توسط و کلای خود، حقوقی برای ابوجنید تعیین کردند و آنها می پرداختند.


سه شنبه 26 اردیبهشت 1391ساعت : 11:25 ب.ظ | کمپین وبلاگ نویسی امام علی النقی (ع)
 
پیامک تبریک ولادت امام هادی علیه السلام

* ولادت دهمین گلبرگ آسمانی، آیینه‏ی عصمت،

هادی امّت، اسوه‏ی مجد و شرافت، نیای انسانیت، نای پرخروش ولایت، ناخدای کشتی هدایت، حضرت امام هادی علیه‏السلام بر پیروان ولایت خجسته باد!

* طلوع ستاره‏ی تابناک ولایت، خورشید عدالت، فرزند ایمان، پدر دریای بی‏پایان، مهبط انوار رحمان، مفسر بزرگ آیه‏های قرآن، حضرت امام علی النقی علیه‏السلام تهنیت باد!

سه شنبه 26 اردیبهشت 1391ساعت : 11:22 ب.ظ | کمپین وبلاگ نویسی امام علی النقی (ع)
 
نذر مادر متوکل براى امام هادى علیه السلام

شـیـخ کـلیـنـى وشیخ مفید ودیگران از ابراهیم بن محمّد طاهرى روایت کرده اند که خراجى یعنى قرحه وجراحتى در بدن متوکل به هم رسید که مشرف بر هلاک گردید وکسى جـراءت نـمـى کـرد کـه نـیـشـتـرى بـه آن بـرسـانـد پـس مـادر مـتـوکل نذر کرد که اگر عافیت یابد

مال جلیلى براى حضرت امام على نقى علیه السلام بـفـرسـتد، پس فتح بن خاقان بهمتوکل گفت که اگر مى خواهى [کسى ] نزد حضرت امام عـلى نـقى علیه السلام بفرستیم شاید دوایى براى این مرض بفرماید، گفت : بفرستید. چـون بـه خـدمـت آن حـضـرت رفـتـنـد وحـال اورا غـرض کـردنـد فـرمـود کـه پشکل گوسفند را که در زیر پاى گوسفند مالیده شده در گلاب بخیسانند وبر آن خراج بـنـدنـد که نافع استا ان شاء اللّه تعالى . چون آن خبر را آوردند جمعى از اتباع خلیفه کـه حـاضـر بـودنـد خـنـدیدند واستهزاء کردند. فتح بن خاقان گفت مى دانم که حرف آن حـضـرت بـى اصـل نـیـسـت وآنـچـه فـرمـوده نـاسـت بـه عـمـل آوریـد ضـررى نـخـواهـد داشـت ، چـون دوا را بـر آن موضع بستند در ساعت منفجر شد ومـتـوکـل از درد والم راحـت یـافـت ومـادرش مسرور شده پس ده هزار دینار در کیسه کرده سر کـیـسـه را مـهـر کـرد وبـراى آن جـنـاب فـرسـتـاد. چـون مـتـوکـل از آن مـرض شـفـا یـافـت مـردى کـه اورا بـطـحـایـى مـى گـفـتـنـد نـزد مـتـوکـل بـود بـد آن حـضـرت را بـسـیـار گـفـت ، وگـفـت اسـلحـه و امـوال بـسـیـار جـمـع کـرده اسـت وداعـیـه خـروج دارد، پـس شـبـى مـتـوکـل ، سـعـیـد حـاجـب را طـلبـیـد وگـفـت : بـى خـبر به خانه امام على نقى علیه السلام برووهرچه در آنجا از اسلحه واموال که بیابى براى من بیاور.
سـعـید گفت : در میان شب نردبانى برداشتم وبه خانه آن حضرت رفتم ونردبان را بر دیـوار خـانـه گـذاشـتم چون خواستم به زیر روم به واسطه تاریکى راه را گم کردم و حـیـران شـدم نـاگـاه حـضـرت از انـدرون خانه مرا ندا کرد که اى سعید! باش تا شمع از بـراى تـوبـیـاورنـد. چـون شـمـع آوردند به زیر رفتم دیدم که حضرت جبه اى از پشم پوشیده وعمامه اى از پشم به سر بسته وسجاده خود را بر روى حصیرى گسترده و بر بالاى سجاده روبه قبله نشسته است پس فرمود که بروودر این خانه ها بگرد و تفتیش کن مـن رفـتـم وجـمـیـع حجره هاى خانه را تفتیش کردم در آنها هیچ نیافتم مگر یک بدره که بر سرش مهر مادر متوکل بود ویک کیسه سر به مهرى دیگر پس فرمود که مصلاى مرا بردار چون برداشتم در زیر مصلاشمشیرى یافتم که غلاف چوبى داشت وبر روى آن غلاف هیچ نـگـرفـتـه بـودنـد آن شـمـشـیـر را بـا دوبـدره زر بـرداشـتـم و نـزد مـتـوکـل رفـتـم ، چـون مـهـر مـادر خـود را بـر آن دیـد اورا طـلبـیـد واز حـقـیـقـت حـال سـؤ ال کـرد مادرش گفت : من براى اوفرستاده ام وهنوز مهرش را برنداشته است چون کـیـسـه دیـگـر را گـشـود چـهـارصـد دیـنـار در آن بـدره بـود. پـس متوکل یک بدره دیگر به آن ضم کرد وگفت : اى سعید! این بدره ها را با آن کیسه وشمشیر بـراى اوبـبر وعذرخواهى از اوبکن . چون آنها را به خدمت آن حضرت بردم گفتم : اى سید من ! از تقصیر من بگذر که بى ادبى کردم وبى رخصت به خانه تودر آمدم چون از خلیفه ماءمور بودم معذورم ، حضرت فرمود:
( وَ سَیَعْلَمُ الَّذینَ ظَلَمُوا اَىَّ مُنْقَلِبٍ یَنْقَلِبُونَ ) ؛سوره شعراء (۲۶)، آیه ۲۲۷٫
یـعـنـى بـه زودى خـواهند دانست آنها که ستم مى کنند که بازگشت آنها به سوى کجا است .( ارشاد ) شیخ مفید ۲/۳۰۴٫

منبع:لیله القدر

سه شنبه 26 اردیبهشت 1391ساعت : 11:22 ب.ظ | کمپین وبلاگ نویسی امام علی النقی (ع)
 
ویژگی های امام هادی علیه السلام

حضرت امام علی بن محمد الهادی علیه السلام در نیمه ذیحجه سال ۲۱۲ هجری در “صریا “، منطقه ای واقع در ۶ کیلومتری مدینه متولد شد. نام مبارک ایشان “علی”، کنیه اش “ابوالحسن” و القاب آن بزرگوار : نجیب، مرتضی، هادی، نقی، عالم، فقیه، امین، مؤتمن، طیب  و عسکری می باشد که مشهورتر از همه “هادی” و “نقی” است.



پدر گرامی آن حضرت، امام جواد علیه السلام و مادر ایشان بانوی گرانقدر و با فضیلتی به نام “سمانه مغربیه” است. محمد بن فرج می گوید:

“ابوجعفر ، محمد بن علی علیه السلام مرا خواست و فرمود: کاروانی از را ه می رسد که برده فروشی در میان آن است و کنیزانی همراه خود دارد.  سپس هفتاد دینار به من داد و امر کرد با آن کنیزی را با مشخصاتی که داد، بخرم. من ماموریت را انجام دادم. این کنیز همان مادر امام هادی علیه السلام است.

قدر و منزلت این بانوی گرامی بدان پایه بود که امام هادی علیه السلام درباره اش فرمود : «مادرم عارف به حق من و اهل بهشت است. شیطان سرکش به او نزدیک نمی شود، خداوند حافظ و نگهبان اوست و او در زمره مادران صدیق و صالحان قرار دارد.» (۱)

عبادت امام


امام هادی علیه السلام شب هنگام به پروردگارش روی می آورد و شب را با حالت خضوع به رکوع و سجده سپری می کرد و بین پیشانی نورانی اش و زمین، جز سنگ ریزه و خاک حایلی وجود نداشت. پارسایی و انس با پروردگار، آن چنان نمودی در زندگی امام داشت که در مقام بیان برجستگی و صفات والای آن گرامی به ذکر این ویژگی پرداخته اند.

ابن کثیر می نویسد: او عابدی  وارسته و زاهد بود. ایشان کمر همت به عبادت بسته، فقیه و پیشوا بود.

ابن عباد حنبلی نیز می گوید: کان فقیها، اماماً ، متعبدا. (۲)

اخلاق حسنه امام


پیشوایان معصوم علیهم السلام انسانهای کامل و برگزیده ای هستند که به عنوان الگوهای رفتاری هدایت جامعه را به سوی خداوند عهده دار شده اند.
گفتار و منش امامان علیهم السلام، ترسیم “حیات طیبه” انسانی و وجودشان تبلور تمامی ارزشهای الهی است.

نمونه تعبیرامام هادی علیه السلام  در زیارت جامعه کبیره *
معدن رحمت، گنجینه داران دانش، نهایت بردباری و حلم، بنیانهای کرامت، خلاصه و برگزیده پیامبران، پیشوایان هدایت، چراغهای تاریکی، پرچمهای پرهیزکاری، نمونه های برتر و حجت های خدا بر جهانیان هستند.

امام هادی علیه السلام همچون نیاکان خود در برابر ناملایمات بردبار بود و تا جایی که مصلحت اسلام ایجاب می کرد با دشمنان حق و ناسزا گویان و اهانت کنندگان به ساحت مقدس آن حضرت، با بردباری برخورد می کرد. “بریحه” عباسی – که از سوی دستگاه خلافت به سمت امام جماعت مکه و مدینه منصوب شده بود- از امام هادی علیه السلام نزد متوکل شکایت کرد و برای او نوشت: اگر خواهان حفظ مکه و مدینه هستی ، “علی بن محمد” را از این دو شهر بیرون کن زیرا او مردم را به سوی خود خوانده و گروه زیادی از او پیروی کرده اند.

متوکل امام را از کنار حرم رسول خدا صلی الله علیه و آله تبعید نمود. هنگامی که امام از مدینه به سمت سامرا در حرکت بود، بریحه نیز  همراه ایشان بود. در بین راه بریحه به امام گفت: تو خود می دانی که عامل تبعید تو من بودم. سوگند می خورم که چنانچه شکایت مرا نزد خلیفه ببری، تمام درختانت را در مدینه آتش می زنم، خدمتکارانت را می کُشم و چشمه های مزارعت  را کور  می کنم. بدان که این کارها را خواهم کرد. امام علیه السلام در جواب فرمود:

«نزدیک ترین راه برای شکایت از تو این بود که دیشب شکایت تو را نزد خدا بردم و من این شکایت را که بر خدا عرضه کردم نزد غیر او، از بندگانش نخواهم برد» بریحه چون این سخن را از امام شنید، به دامن آن حضرت افتاد،  تضرع کرد و از ایشان تقاضای بخشش نمود. امام فرمود: تو را بخشیدم. (۳)

سه شنبه 26 اردیبهشت 1391ساعت : 11:20 ب.ظ | کمپین وبلاگ نویسی امام علی النقی (ع)
 
هفت درس زیبا از امام هادی علیه السلام

به مناسبت ولادت امام هادی علیه السلام هفت درس زیبا از امام هادی (ع) رو برای شما عزیزان نقل میکنیم.
حضرت امام علی طلیعه النقی علیه السلام در نیمه دوم ماه ذی الحجه، سال ۲۱۲ ق در اطراف مدینه و در منطقه «صریا» چشم به جهان گشود. پدر گرامی اش حضرت جواد علیه السلام و مادر ارجمندش سمانه مغربیه از بانوان با فضیلت تاریخ می‌باشد. مشهورترین القاب آن گرامی نجیب، مرتضی، هادی، نقی، عالم، فقیه، امین، مؤتمن، طیب، متوکل و عسکری است و در برخی منابع «ابوالحسن الثالث» و «فقیه عسکری» نیز گفته‌اند.


آن بزرگوار در سال ۲۲۰ و در هشت سالگی به مقام خطیر امامت نائل گردید و به مدت ۳۳ سال رهبری اهل ایمان را عهده دار بود. امام هادی علیه السلام دوران امامت خویش را با خلفاء ستمگر عباسی همچون معتصم، واثق، متوکل، منتصر، مستعین و معتز سپری کرد.

به مناسبت ولادت آن رهبر والای شیعیان جهان به فرازهایی از گفتارهای هدایتگرش گوش جان می‌سپاریم.

عظمت باری تعالی

شناخت وجود خداوند و اوصاف جلال و جمال باری تعالی در حد شایستگی هر انسانی، به غیر از طریق اهل بیت علیهم السلام امری ناممکن است؛ گرچه هر کسی نسبت به فراخور استعدادش خداوند را می‌شناسد و به او ایمان می‌آورد؛ اما بیان عظمت حق از زبان اهل بیت علیهم السلام جلوه ای دیگر دارد و آنان کامل ترین و مطمئن ترین منبع وحی و سرچشمه توحیدند. امام هادی علیه السلام در تبیین صفات خداوند می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ لَا یُوصَفُ إِلَّا بِمَا وَصَفَ بِهِ نَفْسَهُ وَ أَنَّی یُوصَفُ الَّذِی تَعْجِزُ الْحَوَاسُّ أَنْ تُدْرِکَهُ وَ الاْءَوْهَامُ أَنْ تَنَالَهُ وَ الْخَطَرَاتُ أَنْ تَحُدَّهُ وَ الاْءَبْصَارُ عَنِ الاْءِحَاطَةِ بِهِ نَأَی فِی قُرْبِهِ وَ قَرُبَ فِی نَأْیِهِ کَیَّفَ الْکَیْفَ بِغَیْرِ أَنْ یُقَالَ کَیْفَ وَ أَیَّنَ الاْءَیْنَ بِلَا أَنْ یُقَالَ أَیْنَ هُوَ مُنْقَطِعُ الْکَیْفِیَّةِ وَ الاْءَیْنِیَّةِ الْوَاحِدُ الاْءَحَدُ جَلَّ جَلَالُهُ وَ تَقَدَّسَتْ أَسْمَاؤُهُ؛(۱)

خداوند متعال توصیف نشود، جز بدانچه خود وصف کرده است و چگونه توصیف می‌شود آن وجودی که حواس مخلوقات از درکش ناتوان است و اوهام و خیالات به آن نمی‌رسند و تصور و اندیشه ها به حقیقتش آگاه نمی‌گردند و در افق نگاه چشمها نگنجد! او با همه نزدیکی دور است و با همه دوری اش نزدیک. چگونگی را پدید آورد و خودش چگونه نیست. مکان را آفرید، ولی خود مکانی ندارد و از چگونگی و مکان داشتن جداست. یگانه است و بی همتا. با شکوه است و نامها و اسمائش همه مقدس‌اند و پاک.»


سه شنبه 26 اردیبهشت 1391ساعت : 11:18 ب.ظ | کمپین وبلاگ نویسی امام علی النقی (ع)
 
سخنرانی تصویری استاد میرباقری با موضوع: معرفت شناسی امام نقی (ع)

سخنرانی تصویری استاد میر باقری در حرم امام رضا علیه السلام بصورت تصویری با موضوع معرفت شناسی امام نقی (ع).

مدت این سخنرانی ۵۵ دقیقه است. و با فرمت wmv قابل دانلود و مشاهده بصورت آنلاین هستش.

این سخنرانی در شب ولادت امام علی النقی  علیه السلام نطق شده است.

امام نقی



http://d.takdid.com/ax/icons/Movies-icon.png دانلود سخنرانی استاد میرباقری با موضوع امام نقی (ع)

منبع : تکدید ,
سه شنبه 26 اردیبهشت 1391ساعت : 11:16 ب.ظ | کمپین وبلاگ نویسی امام علی النقی (ع)
 
دانلود سخنرانی استاد رفیعی با موضوع: امام علی النقی (ع)

دانلود سخنرانی حجت الاسلام رفیعی با موضوع امام علی نقی (امام هادی) علیه السلام بصورت صوتی و فرمت mp3.

سخنرانی حجت الاسلام رفیعی امام نقی

مدت سخنرانی ۳۰ دقیقه است و از کیفیت خوبی برخوردار است.

خلاصه زندگی امام علی نقی (ع) و برخی از حوادث زمان امامت این امام بزرگوار.




حجم: ۸ مگابایت

دانلود سخنرانی امام علی النقی هادی (ع)


منبع : تکدید ,
سه شنبه 26 اردیبهشت 1391ساعت : 11:14 ب.ظ | کمپین وبلاگ نویسی امام علی النقی (ع)
 
از اعجاز امام علی النقی


بسم الله الرحمن الرحیم

یكی از درباریان متوكّل، معروف به ابوالعبّاس - كه دائی نویسنده خلیفه بود - حكایت كند:
من با ابوالحسن، علی هادی علیه السلام سخت مخالف و نسبت به او بدبین بودم، تا آن كه روزی متوكّل مرا به همراه عدّه ای برای احضار آن حضرت از شهر مدینه به سامراء بسیج كرد.
پس از آن كه وارد شهر مدینه شدیم، به منزل حضرت وارد شده و پیام متوكّل عبّاسی را ابلاغ كردیم؛ و حضرت هادی علیه السلام موافقت نمود كه به سوی شهر سامراء حركت كنیم.
پس از آن، از شهر مدینه به سمت سامراء خارج شدیم، هوا بسیار گرم و ناراحت كننده بود؛ و چون موقع حركت، آب و غذا نخورده بودیم، مقداری راه را كه پیمودیم، پیشنهاد دادیم تا پیاده شویم و اندكی استراحت كنیم؟
امام هادی علیه السلام فرمود: در این جا مناسب نیست، بهتر است كه به راه خود ادامه دهیم تا به محلّی مناسب برسیم.
به همین جهت به حركت خود ادامه دادیم تا این كه در بیابانی قرار گرفتیم كه هیچ آب و گیاهی یافت نمی‌شد و گرمی هوا و تشنگی و گرسنگی تمام افراد را بی طاقت كرده بود.
در این هنگام حضرت توجّهی به افراد نمود و اظهار داشت: چرا این قدر بی حال و ناتوان شده‌اید، چنانچه خسته، تشنه و گرسنه هستید، همین جا اُتراق كنید.
ابوالعبّاس گوید: من گفتم: یا اباالحسن! در این صحرای بزرگ چگونه استراحت كنیم؟
حضرت فرمود: همین جا مناسب است.
بنابر این، طبق دستور حضرت در حال بار انداختن بودیم كه ناگهان متوجّه شدیم در همان نزدیكی - كنار ما - دو درخت بسیار بزرگ با شاخه های زیاد بر زمین سایه افكنده و كنار یكی از آن‌ها چشمه‌ای است و آب آن بر زمین جاری می‌باشد، كه بسیار سرد و گوارا بود.
بسیاری از همراهان با حالت تعجّب گفتند: ما چندین مرتبه از این مسیر رفت و آمد کرده‌ایم؛ ولی هرگز چنین چشمه و درختانی را در این مكان ندیده‌ایم.
و من بسیار در تعجّب فرو رفته و با تمام وجود، به آن حضرت خیره شده بودم كه ناگهان تبسّمی نمود؛ و سپس روی مبارك خود را از من برگرداند.
با خود گفتم: این موضوع را باید خوب بررسی كنم؛ لذا از جای خود برخاستم و كنار یكی از آن دو درخت آمدم و شمشیر خود را زیر خاك پنهان نموده و دو سنگ به عنوان علامت و نشانه روی آن‌ها نهادم، و بعد از آن آماده نماز شدم.
و چون افراد استراحت كردند، حضرت فرمود: چنانچه خستگی افراد برطرف شده است، حركت كنیم.
در راه رفتیم، من بازگشتم؛ ولیكن هیچ اثری از درخت و چشمه آب نیافتم و شمشیر خود را برداشتم و به قافله، ملحق شدم و بسیار در فكر فرو رفتم و دست به سمت آسمان بلند كرده و از خداوند خواستم كه مرا از دوستان و معتقدان به حضرت ابوالحسن، امام هادی علیه السلام قرار دهد.
در همین لحظه، حضرت متوجّه من شد و فرمود: ای ابوالعبّاس! بالا خره كار خود را كردی؟
عرضه داشتم : بلی، یا ابن رسول اللّه! من نسبت به شما مشكوك بودم و الا ن به حقانیّت شما معتقد گشتم و به لطف خداوند منّان هدایت یافتم.
حضرت فرمود: آری چنین است، همانا افراد مؤ من و اهل معرفت، كمیاب هستند.

چهل داستان و چهل حدیث از امام هادى علیه السلام

مؤلّف : عبداللّه صالحى به نقل از: إثبات الهداة: ج 3، ص 378، ص 47، به نقل از خرائج راوندى.
سه شنبه 26 اردیبهشت 1391ساعت : 11:06 ب.ظ | کمپین وبلاگ نویسی امام علی النقی (ع)
 
زنده کردن پنجاه غلام

بسم الله الرحمن الرحیم

مرحوم ابن حمزه طوسى - كه یكى از علماء قرن ششم است - در كتاب خود آورده است :
شخصى به نام بلطون حكایت كند: من مسئول حفاظت خلیفه - متوكّل عبّاسى - بودم و نیروهاى لازم را پرورش و آموزش می‌دادم تا آن كه روزى، پنجاه نفر غلام از اهل خزر براى خلیفه هدیه آوردند.
متوكّل آن‌ها را تحویل من داد و گفت : آموزش‌های لازم را به آن‌ها بده تا در انجام هر نوع دستورى آمادگى كامل داشته باشند، همچنین دستور داد تا نسبت به آن‌ها محبّت و از هر جهت كمك شود تا خود را مطیع و فدائى خلیفه بدانند.
پس از آن كه یك سال سپرى شد و سعى و تلاش بسیارى در آموزش و پرورش و تربیت آن‌ها انجام گرفت، روزى در حضور خلیفه ایستاده بودم كه ناگهان حضرت ابوالحسن، علىّ هادى علیه السلام وارد شد.
هنگامى كه حضرت در جایگاه مخصوص قرار گرفت، خلیفه دستور داد تا تمام پنجاه غلام را در حضور ایشان احضار كنم.
پس وقتى آن‌ها در مجلس خلیفه حضور یافتند و چشمشان به حضرت هادى علیه السلام افتاد، براى احترام و تعظیم در مقابل حضرت روى زمین به سجده افتادند.
متوكّل با دیدن چنین صحنه اى بى حال و سرافكنده شد و در حالى كه توان راه رفتن نداشت، با زحمت مجلس را ترك كرد و با بیرون رفتن متوكّل، حضرت هم از مجلس خارج شد.
پس از گذشت ساعتى متوكّل مراجعت كرد و به من گفت : واى به حال تو! این چه كارى بود كه غلام‌ها انجام دادند؟
از آن‌ها سؤ ال كن كه چرا چنین كردند!؟
هنگامى كه از غلامان سؤال كردم، كه چرا چنین تواضعى را در مقابل آن شخص ناشناس انجام دادید؟
اظهار داشتند: این شخص در هر سال یك مرتبه نزد ما می‌آید و مسائل دین را به ما می‌آموزد و مدّت ده روز براى تبلیغ احكام و معارف دین، نزد ما می‌ماند، ما او را می‌شناسیم، او خلیفه و وصىّ پیغمبر اسلام می‌باشد.
امى آن پنجاه نفر كشته شوند، به همین جهت تمامى آن غلامان را سر بریدند؛ و فرداى آن روز من به سمت منزل حضرت ابوالحسن هادى علیه السلام رفتم، همین كه نزدیك منزل رسیدم، دیدم شخصى جلوى منزل ایستاده كه ظاهراً خادم حضرت بود، پس نگاهى عمیق به من كرد و گفت : وارد شو!
موقعى كه وارد منزل شدم، دیدم حضرت در گوشه‌اى نشسته و مشغول دعا و تسبیح می‌باشد، به من خطاب نمود و فرمود: اى بلطوم! با آن غلامان چه كردند؟
عرضه داشتم : یاابن رسول اللّه! تمامى آن‌ها را سر بریدند.
فرمود: آیا خودت دیدى كه سر تمامى آن‌ها را بریدند و همه آن‌ها كشته شدند؟
پاسخ دادم : بلى، به خدا سوگند، من خودم شاهد بودم.
فرمود: آیا مایل هستى آن‌ها را زنده ببینى؟
گفتم : آرى، دوست دارم.
سپس حضرت به من اشاره نمود كه آن پرده را كنار بزن و داخل برو تا آن‌ها را ببینی.
هنگامى كه پرده را كنار زدم و وارد شدم، ناگهان دیدم كه تمام آن افراد زنده شده‌اند و صحیح و سالم كنار هم نشسته‌اند و مشغول خوردن میوه می‌باشند.

چهل داستان و چهل حدیث از امام هادى علیه السلام

مؤلّف: عبداللّه صالحى به نقل از: ثّاقب فى المناقب : ص 529، ح 465، مدینة المعاجز: ج 7، ص 491، ح 2483.
سه شنبه 26 اردیبهشت 1391ساعت : 11:04 ب.ظ | کمپین وبلاگ نویسی امام علی النقی (ع)
 
سکوت تا کی؟؟؟؟؟؟

بفرمائید به ادامه مطلب

سه شنبه 26 اردیبهشت 1391ساعت : 11:01 ب.ظ | کمپین وبلاگ نویسی امام علی النقی (ع)

درباره کمپین
کمپین وبلاگ نویسی امام علی النقی (علیه السلام)‍‍‍

تقدیم به ساحت مقدس امام نقی (علیه السلام). لطفا با درج لینک یا لوگوی کمپین در وبلاگ یا وبسایت خود از کمپین در موتور های جستجو حمایت کنید و با ارسال لینک خود در بین حامیان کمپین جای گیرید. بی صبرانه منتظر حمایت شما از کمپین هستیم.

آخرین مطالب
نظر سنجی
کمپین را از چگونه دیدید ؟




حامیان کمپین تا این لحظه
آمار کمپین
   تعداد مطالب :
   آخرین بروز رسانی :
   بازدید امروز :
   بازدید دیروز :
   بازدید این ماه :
   بازدید ماه قبل :
   بازدید کل :
   آخرین بازدید :

 
پرش به بالا
Display Pagerank