تبلیغات

کمپین وبلاگ نویسی امام نقی علیه السلام | Imam Naghi - وقتی متوکل شرمنده امام هادی(ع) شد

[ ]
 
 
وقتی متوکل شرمنده امام هادی(ع) شد
نصف شب سعید حاجب با جمعى به خانه امام هادى علیه السلام ریختند و چون تاریك بود راه را گم كردند و متحیر بودند كه ناگاه آن حضرت صدا زد: اى سعید! صبر كن تا چراغ بیاورم و خود حضرت راهنمایى نمود، سعید دید حضرت لباس پشمى پوشیده و روى حصیرى مشغول نماز است .
به گزارش جهان، در روایتى آمده است : متوكّل گرفتار دمل و قرحه اى شد به طورى كه مشرف به مرگ شد و كسى جرات نمى كرد كه بر آن دمل نیشتر بزند.

مادرش نذر كرد كه اگر پسرم از این مرض شفا یابد، پول زیادى را براى امام هادى علیه السلام بفرستد. این در حالى بود كه طبیبان و جراحان از درمان متوكّل عاجز و متحیر شده بودند.

در این میان فتح بن خاقان كه انیس، طبیب، وزیر و مشیر متوكّل بود گفت: اگر از ابوالحسن مى پرسیدید، خوب بود. شاید او دارو و علاجى براى این دمل بفرماید.

كسى را نزد امام هادى علیه السلام فرستادند، آن حضرت فرمود:
خذوا كسب الغنم و دقّقوه بماء الورد و وضعوه على الخراج ، فانّه نافع باذن الله ان شاءالله تعالى .

پشكل گوسفند را در گلاب نرم كرده ، بر دملش گذارید كه نافع است ان شاءالله .
چون فرستاده برگشت و آن دوا را گفت : حضار شروع كردند به خندیدن و استهزاء نمودن .


فتح بن خاقان گفت : این دستور اگر نفع نداشته باشد، ضرر هم ندارد و باید امتحان كرد، من امیدوارم نافع باشد.
پس طبق دستور حضرتش عمل كردند و مرهم را روى دمل قرار دادند، طولى نكشید كه فورى درد تسكین یافت و متوكّل خوابید و با فاصله كمى دمل سر باز كرد و زخم خوب شد و متوكّل از مرگ نجات یافت .

مادرش خوشحال شد و مبلغ دوهزار دینار در كیسه گذاشت و مهر نموده ، خدمت آن حضرت فرستاد.

وقتى متوكّل خوب شد و چند روزى از این حادثه گذشت ، دشمنان اهل بیت علیهم السلام به قصد سخن چینى به متوكّل گفتند: ابوالحسن علیه السلام مال و سلاح بسیار تدارك دیده و به فكر خروج است .

متوكّل باور كرد و به سعید حاجب امر نمود كه شبانه و بى خبر، به خانه آن حضرت بروند و هر مال و سلاحى كه دیدند بیاورند..

نصف شب سعید حاجب با جمعى به خانه امام هادى علیه السلام ریختند و چون تاریك بود راه را گم كردند و متحیر بودند كه ناگاه آن حضرت صدا زد: اى سعید! صبر كن تا چراغ بیاورم و خود حضرت راهنمایى نمود، سعید دید حضرت لباس پشمى پوشیده و روى حصیرى مشغول نماز است .
حضرت فرمود: بگرد و تفحص كن .

سعید گشت و در طاقچه كیسه اى دید كه به مهر مادر متوكّل مهر شده بود. سعید آن را نزد متوكّل آورد و او در مورد آن كیسه از مادرش سوال كرد.
گفت : هنگام بیمارى تو من به حضرت متوسل شده و براى تو نذر كرده بودم .
متوكّل نیز كیسه اى اضافه كرد و نزد آن حضرت فرستاد و عذرخواهى كرد(كشف الغمة ، فصول المهمة ، حدیقة الشیعة ، ص 614، منتهى الآمال : ص 255 و 256.).
 
منبع:
چهره هاى درخشان سامرّاء ، حضرت امام هادى و امام عسكرى علیهماالسلام ؛ نوشته على ربانى خلخالى
یکشنبه 31 اردیبهشت 1391ساعت : 07:01 ب.ظ | کمپین وبلاگ نویسی امام علی النقی (ع)
می توانید دیدگاه خود را بنویسید.
dagmargrzybowski.blog.fc2.com چهارشنبه 18 مرداد 1396 08:20 ق.ظ
Thank you a lot for sharing this with all folks you actually recognise what you
are speaking about! Bookmarked. Please additionally
talk over with my website =). We can have a link alternate contract among us
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
درباره کمپین
کمپین وبلاگ نویسی امام علی النقی (علیه السلام)‍‍‍

تقدیم به ساحت مقدس امام نقی (علیه السلام). لطفا با درج لینک یا لوگوی کمپین در وبلاگ یا وبسایت خود از کمپین در موتور های جستجو حمایت کنید و با ارسال لینک خود در بین حامیان کمپین جای گیرید. بی صبرانه منتظر حمایت شما از کمپین هستیم.

آخرین مطالب
نظر سنجی
کمپین را از چگونه دیدید ؟




حامیان کمپین تا این لحظه
آمار کمپین
   تعداد مطالب :
   آخرین بروز رسانی :
   بازدید امروز :
   بازدید دیروز :
   بازدید این ماه :
   بازدید ماه قبل :
   بازدید کل :
   آخرین بازدید :

 
پرش به بالا
Display Pagerank